اما با گذشت یکسال و نیم از عمر دولت احمدی نژاد که شعار مهر ورزی و عدالت طلبی را سرلوحه ی کارهای خود قرار داده است هیچگونه نتیجه ی چشمگیری تا کنون حاصل نشده است و سفرهای استانی ریاست جمهوری را بدین گونه میتوان تجزیه وتحلیل کرد.
۱-هزینه ی سفرهای استانی هیات دولت در هر بار بیش از یک میلیارد تومان بوده وهیچگونه توجیه اقتصادی ندارد.
۲ـجنبه ی روانی و تبلیغاتی این سفرها بیشتر از جنبه ی عملی و اجرایی آن بوده ورسانه ی دولتی نیز با بوق وکرنا به تعریف و تمجید از این سفرها میپردازد.
۳ـامید واهی دادن به مردم به خصوص دراستانهای محروم و وعده ی رفاه اقتصادی واجتماعی و حل مشکلات آنها در سریعترین وقت امری بوده که بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشته و در عمل واجرا شاهد هستیم که تا کنون به هیچکدام از این وعده ها جامه ی عمل نپوشیده است.
۴ـ وعده ی افتتاح پروژه های بزرگ و قول وامهای کلان به مردم همچنین بهره برداری از طرحهای استانی آنچنانکه ریاست جموهوری به مردم وعده داده اند نه در توان دولت بوده و نه قابلیتهای مادی و معنوی کشور اجازه ی اجرای چنین پروژه ها و طرحهای بزرگ را میدهد .
۵ـبا گذشت بیش از یک سال ونیم از این سفرهای استانی وبا تجزیه وتحلیل نتایج بدست آمده در استانهای مورد نظر تا کنون حتی بیست درصد از این طرحها تحقق نیافته واجرا نگردیده است و مردم نیز همچنان چشم به راهند که در آینده به وعده های هیات دولت و ریاست جمهوری عمل گردد.
۶ـ با نگاه اجمالی به وضعیت اقتصادی مردم وکشور و میزان نرخ تورم مشاهده میکنیم که روز بروز اوضاع اقتصادی خرابتر شده و تورم بالا رفته و میزان فرار سرمایه گذاران در گشور در طی یک سال و نیم اخیر بیشتر از بیست و پنج سال از اول انقلاب تا کنون بوده است .
۷ـ قیمت نفت به پایین ترین حد رسیده و صندوق ذخیره ی ارزی خالی شده و دولت با هشت هزار میلیارد ریال کمبود بودجه مواجه شده است بطوریکه حتی صدای اعتراض نمایندگان مجلس و مسئولین نظام و طرفداران دولت احمدی نژاد نیز در آمده است . پس در نتیجه باید گفت پروژه ی سفرهای استانی هیات دولت هیچگونه نتایج سیاسی اجتماعی و اقتصادی برای کشور ومردم نداشته و آینده ی روشنی فراروی دولت نهم قرار ندارد.
به عنوان یک ایرانی باید بگویم این تلخترین خبر در چند روز اخیر برای تمام ایرانیان میباشد و بیانگر این واقعیت است که سازمانهای بین المللی بازیچه دست ابر قدرتها و در راس آنها آمریکا میباشد و تا زمانیکه سایه شوم آمریکا بر سر این سازمان سایه گسترده انتظار چنین اقدامات ضد ایرانی را باید داشته باشیم و نرمش وانعطاف پذیری ایران و مقامات مسئول در این خصوص هیچ نتیجه ای برای منافع کشورها ومردم ما بدنبال نخواهد داشت و دو گزینه فراروی دولتمردان در مقابل اقدام شورای امنیت وجود دارد .
اول اینکه ماباید ادبیات گفتمان جهانی خود را اصلاح وتعدیل کنیم و برای اینکه حقوق مسلم هسته ای خود را حفظ نماییم چاره ای نداریم که از بعضی از اصول اولیه خود دست برداریم و به کمترین قناعت کنیم و نرمش لازم را در گفتگوها از خود نشان دهیم تا آنچیزی که تا بحال بدست آورده ایم از دست ندهیم.
دوم اینکه سرسختانه مقاومت کرده و بر حقوق هسته ای خود پافشاری نموده و ذره ای از مواضع خود عقب نشینی نکنیم وتمام مردم و مسئولین دست بدست هم یکصدا بر حقوق خود اصرار نموده و هرگونه فشارهای بین المللی در زمینه تحریم سیاسی و اقتصادی و نظامی را مد نظر قرار داده واز کیان و موجودیت خود با اقتدار کامل دفاع کنیم تا مجامع جهانی حقوق ما را برسمیت بشناسند.
وبه نظر میرسد گزینه دوم بسیار شرافتمندانه تر وعاقلانه بوده و در این سمت و سو باید حرکت کنیم.
وهیچ ارگان وشخصی نیست که بر کار آقایان ایرادی گرفته و نظارت نماید و نسبت به احقاق حقوق عامه مردم و دلسوزان انقلاب و نظام اقدامی به عمل آورد.
اعتراض وشکایت افرادی که رد صلاحیت شده اند نیز به جایی نرسیده و تمام فریادها وحق طلبی ها در گلو خفه شده اند.
از اثرات ونتایج این اقدامات مسئولین کاهش مشارکت مردم و بد بینی به افراد است که صحنه را از مردم و یاوران واقعی انقلاب خالی میکند و آب به آسیاب دشمن میریزد.
متاسفانه این روند ناصواب طی دوره های گذشته نیز وجود داشته و معلوم نیست به کجا ختم خواهد شد.
یکی از پیامدهای مهم این انتخابات استعفای غیر منتظره وزیر دفاع آمریکا آقای دونالد رامسفلد میباشد شخصی که طراح اصلی جنگ عراق بود و مغز متفکر حمله به عراق و سرنگونی دولت صدام بشمار میرفت و رییس جمهور امریکا تمام مسئولیت شکست جمهوری خواهان را بر عهده گرفت و حالا خواهان سازش با دموکراتها جهت پیش بردن سیاستهای خود میباشد و اولین قربانی وزیر دفاع میباشد تا بدین ترتیب نظر مساعد دموکراتها را که مخالفان اصلی سیاستهای جنگ طلبانه جرج بوش بودند جلب کند و انتخاب وزیر دفاع جدید آمریکا در این راستا صورات گرفته است و باید منتظر تحولات وتغییرات دیگر در سطح گسترده ای در سیستم حکومتی آمریکا باشیم.
این نهاد نوپا که عمر کوتاهی در ایران دارد و از دستاوردهای مهم دولت آقای خاتمی میباشد که به دوران تثبیت خود نزدیک میشود و مردم از آن به عنوان یک نهاد اجتماعی که وارد زندگیشان شده است یاد میکنند و در بین دولتمردان و سیاسیون نیز جای خود را باز کرده است اما با نگاه اجمالی به دو دوره ی گذشته در میابیم که این نهاد جایگاه واقعی خود را در بین مردم ونهادهای دولتی بدست نیاورده است و به اصطلاح جا نیفتاده است و تصمیمات و مصوبات شوراها چنان که شایسته است جدی گرفته نشده و اجرا نمیشوند و نیاز به فرهنگسازی در این زمینه و نهادینه کردن فرهنگ شورایی که در دین ما زیاد به آن سفارش شده است میباشد و این بر عهده ی مسئولین مملکتی است که با کار فرهنگی و اجتماعی این نهاد نوپا را بیشتر به مردم و دولتمردان و اندیشمندان شناسانده و در تصمیم گیریهای اجتماعی و شهری شوراها را ملاک و مد نظر قرار دهند.
یکی از راهکارهای تثبیت جایگاه واقعی شوراها انتخاب افرادی است که دارای توانایی کافی علمی واجرایی بوده و از نظر سطح تحصیلات نیز در رده ی آکادمیک بوده و بادغدغه ی خاطر و وجدان کاری بدون هرگونه وابستگی سیاسی و جناحی وارد این نهاد اجتماعی شده و از ورود سیاسیون و سیاست بازان بشدت باید ممانعت به عمل آید و اهل فن و علم و مدیران توانای شهریاین نهاد را در دست گرفته و در پیشرفت وسازندگی و عمران شهری خدمت کنند و فرهنگ شور و مشورت را در بین عامه مردم جا انداخته و در صورت نهادینه شدن شوراهای اسلامی در سطح کشور مصوبات وتصمیمات آن نیز بخوبی قابل اجرا بوده و امید موفقیت فراوان برای آینده ی شوراها میرود و ورود اشخاص توانا و مسلط به این نهاد تضمین کننده ی آینده ی بهتر آن میباشد.
مرحله ی بعدی اختیارات وسیع دادن به این نهاد بوده تا بتوانند در زمینه های مختلف اجتماعی و فرهنگی و عمرانی فعالیت کرده و مدیران دولتی و سیاسیون نتوانند با استفاده از نفوذ و قدرت خود این نهاد را بی اثر سازند و قدرت و اختیارات وسیع ضامن و عامل بقاء و تداوم شوراها بوده و موفقیتهای بعدی را در پیش خواهد داشت.
مساله ی دیگر تثبیت نهاد نوپای شوراهای اسلامی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میباشد که باید وظایف و حیطه ی عمل آن گسترش یافته و با وضع قوانین جدید و مدرن ضمن افزایش قدرت اجرایی و عملی شوراها تمام نهادهای دیگر جامعه را وادار کند که به تصمیمات اتخاذ شده شوراها تن داده و ملزم به اجرای یکایک مصوبات شوراها در تمام مراحل شوند و بر اساس قوانین تدوین شده حضور شوراها در تمام دوائر دولتی و نهادهای تصمیم گیری و اجرایی پر رنگتر شده و تثبیت گردد و عدم اجرای مصوبات شوراها مجازاتهای تنبیهی و شدید داشته باشد تا حضور عامه ی مردم در این تصمیم گیریها و اجرای آنها همه جا مشهود و ملموس بوده تا این نهاد در دور سوم خود بتواند منشاء خدمات بیشتر برای مردم و کشور باشد.
به هر حال همه مردم ستمدیده ی عراق و ایران چشم به نتیجه این دادگاه و جلسات دوخته اند و اگر سیاستهای منطقه ای و منافع ملی آمریکا اقتضاء بکند بزودی شاهد محکومیت دیکتاتور بزرگ عراق و نابودی خفت بار او خواهیم بود.
آمریکا علیرغم قدرت ونفوذ سیاسی خود در کشورهای غربی در این مسئله تنها مانده و ناچار خود را با سیاستهای دول اروپاییجهت ادامه مذاکره با ایران تطبیق دهد.
بهترین فرصت را احمدی نژاد امروز در سازمان ملل متحد برای احقاق حق ایران وکشورهای مسلمان منطقه نظير لبنان و فلسطين و عراق و افغانستان بدست آورده و نداي مظلوميت مسلمانان را به گوش سران دول قدرتمند رسانيده و با استدلال ومنطق خود نظر جهانيان را به خود جلب كرده است و اميد ميرود كه در روزهاي آينده ما شاهد تحولات مثبت در زمينه مذاكرات هسته اي وتحولات خاورميانه باشيم.
آيا چه كسي اين قدرت و توانايي و جرات را داشته كه قلب استكبار جهاني را بشكافد؟
واينچنين بي محابا آمريكا واهداف اقتصادي آنرا مورد هجوم قرار داده و ويران كند؟
اين حادثه را از چند جنبه ميتوان بررسي كرد،و بعد ازگذشت ۵ سال با اينكه در هاله اي از ابهام قرار دارد
اما زواياي روشني از اين روز بياد ماندني در ذهن ما جاي گرفته است.
۱)از يك جنبه عده اي معتقدند كه اين حادثه ساخته وپرداخته دولتمردان آمريكا بوده تا اوضاع جهان را
ناآرام نشان داده و سياستهاي نظامي گرايانه خود را به اجرا بگذارند.
۲)عده اي نيز معتقدند كه لابي صهيونيستي در آمريكا عامل اصلي اين حادثه تاسفبار بوده تا مسلمانان را در مظان اتهام قرار داده و ريشه تمام اين مسائل را به آنان نسبت دهند و هميشه حالت خصمانه بين دول غربي و مسلمانان تداوم داشته تا رژيم صهيونيستي بتواند با كمكهاي ميلياردي آمريكا به حيات نامشروع خود ادامه داده و سياستهاي جنگ طلبانه خود را پيش ببرد.
۳)عده اي از كارشناسان مسائل سياسي براين باورندكه حادثه ۱۱ سپتامبر دست پرورده قدرتهاي اقتصادي وشركتهاي تجاري آمريكا بوده تا بازارهاي دنيا را از حالت ركود وسكون درآورده وتا ميتوانند ابزارهاي نظامي خود را به كشورهاي ديگر بفروشند و از ركود اقتصادي بيرون بيايند.
۴)عده اي هم مسلمانان به خصوص گروه القاعده و طالبان را عامل اصلي اين ماجرا دانسته كه بر عليه منافع امريكا و دول غربي فعاليتهاي افراطي تروريستي انجام ميدهند و از هر راهي كه باشد ضربات خود را بر پيكر سرمايه داري آمريكايي وارد ميكنند.
در نهايت هنوز اين حادثه در پرده ترديد باقي مانده و آينده شايد همه چيز را روشن كند.
که دراین دهکده جهانی هیچ خبری پنهان نمانده و در عرض چند ثانیه اطلاعات به تمام دنیا منتشر میشود از ساده ترین و بارزترین این وسایل ارتباط جمعی تلویزیون میباشد که در خانه های همه ما وجود دارد و از آن بطور مرتب ومستمر استفاده میکنیم و از اثرات شگفت انگیز آن بر روح و جان خود وجامعه بخوبی آگاه هستیم و این جعبه جادوئی است که بینش ونگرش ما را نسبت به محیط اطرافمان تغییر داده
وچنان می اندیشیم وعمل میکنیم که در تلویزیون میبینیم دراین میان ماهواره های تلویزیونی که سرتاسر جهان امواج دیجیتالی خود را گسترده اند و دسترسی ما را به کانالهای تلویزیونی بیشتر تسهیل کرده اند و بر اساس بررسیهای بعمل آمده بیش از ۳۰٪ مردم به کانالهای ماهواره دسترسی داشته و بیش از ۱۶۰۰کانال تلویزیونی در ایران قابل رویت بوده و ۵۰ کانال به زبان فارسی برنامه پخش میکنند واثرگذاری برنامه های فارسی زبان بر جامعه ایرانی بیشتر از کانالهای دیگر میباشد.
همه این شبکه های فارسی زبان در جهت تخریب فرهنگ و هویت ملی و ذینی ما برنامه سازی میکنند ومانمیتوانیم جلوی امواج سهمگین دیجیتالی را که بر تمام فضای کشورمان تاخته بگیریم.
جمع آوری ماهواره ها از خانه های مردم آنهم بصورت مقطعی چاره ساز نبوده وتجربیات سالیان گذشته موید این امر میباشد که با تهاجم فرهنگی غرب نمیتوان با برخورد فیزیکی مقابله کرد ونسل جوان ما که آماج این حملات فرهنگی هستند فقط با سلاح فرهنگی میتوان حمله دشمن را خنثی کرد ودر این زمینه باید ضمن آموزشهای لازم فرهنگ استفاده از ماهواره با اهرمهای کنترلی دولت به اجرا گذاشته شود.
اما حزب الله لبنان در عرض يكماه اين بت كعبه اعراب جاهلي وتن پرور را شكست وبارديگرقدرت اسلام واقعي را به جهانيان نشان داد ودراين ميان آمريكا كه از سالها پيش در فكر ايجاد يك جنگ تمام عياردر منطقه خاورميانه بود تا از وقوع آنچيزي كه ميترسيد جلوگيري بعمل آورد.
آمريكا از خاورميانه اي ميترسيدكه درآن حزب الله لبنان در حيطه سياسي قدرت را دردست گرفته بود در عراق نيروهاي اسلامي وشيعي شتابان پيش ميرفتند ويك سونامي سياسي درخاورميانه بوجود آمده بود كه هدفش از بين بردن وجهه آمريكا وقدرت نظامي اسرائيل بودو روزبروز برتسلط مخالفان آمريكا بر منطقه افزوده ميشد و تنها راه نجات يك بحران يا يك جنگ تمام عيار بود تا آمريكا نقشه خاورميانه جديد راكه در آن از نيروهاي مذهبي وشيعي خبري نباشدولبنان وسوريه وايران وعراق تحت سلطه كامل او بوده واسرائيل ازنيل تافرات براحتي بتازد وخاورميانه جديد با محوريت آمريكا شكل بگيرد اما چنين نشد.